مؤلف مجهول

89

تاريخ سيستان

بود ، و مسجد آدينهء سيستان عبد الرحمن بنا كرد ، و محراب آن حسن بصرى نهاد ، و اندرين سه سال بيشتر آن بود كه حسن بصرى به مسجد آدينهء سيستان اندر نشست و مردمان سيستان برو علم خواندند ، و چنان بود حال عبد الرّحمن سمره اندر سه سال كه همه نماز بجمع و قصر كردند ، زيرا كه بر يك جا هيچ مقام نكردند ، چون عبد الرّحمن خواست كه بسيستان نشيند ، مردمان سيستان جمع شدند ، علماء و بزرگان و سالاران سيستان ، و گفتند ما را بايد كه امامى به حق باشد چنان كه سنّت مصطفى صلَّى الله عليه ، و اكنون على بن ابو [ 1 ] طالب برجايست ، و معويه ترا اينجا فرستادست ، و هشتاد هزار مرد از اهل تهليل ميان ايشان كشته شده ، بايد كه اين خطبه و نماز به حق باشد ، برين جمله كه هست نيز رضا ندهيم ، و اين بحضور حسن بصرى و عمر بن عبد الله بن فهر و المهلَّب بن ابى صفره بود ، و قطرى بن الفجاة و سادات و علماء و بزرگان بودند ، پس عبد الرحمن گفت من اكنون آنجا روم تا اين كار بر جاى قرار گيرد ، و باز اگر زندگانى باشد باز آيم ، شما فرمان نگاه داريد و حقّ اسلام به كار داريد ، و عباد بن الحصين الحبطى را خليفت كرد ، و خود برفت و ببصره شد ، روزى چند آنجا ببود ، و زياد بن ابيه بكوفه بود ، عبد الرّحمن برفت كه نزديك زياد شد [ 2 ] ، بدر كوفه رسيد فرمان يافت ، و زياد بر او نماز كرد و او را دفن كرد ، و نسبت [ او ] عبد الرحمن بن سمرة بن حبيب بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصىّ بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن النضر ، و كنيت او ابو سعيد بود ، چون امير المؤمنين از كار حرمين فارغ شد عبد الله عباس را بصره داد [ واو ] ربعى [ 3 ] بن [ الكاس ] العنبرى را بسيستان فرستاد ، باز از راه باز خواندند ، باز عبد الرحمن بن حروى [ 4 ] الطائى را بسيستان فرستاد ، چه [ 5 ] او يك چند ببود او را

--> [ 1 ] كذا . و الصحيح : بن ابى طالب [ 2 ] ظ : شود . [ 3 ] اصل : بعى ، و هو ربعىّ بن الكاس الكوفى من بنى عنبر ( بلاذرى ص 402 - 403 ) . [ 4 ] در فتوح البلدان بلاذرى چاپ مصر « جزء الطائى » است ولى در ساير كتب و كامل ابن اثير « جرو الطائى » ثبت آمده ( كامل ج 3 ص 105 ) . [ 5 ] كذا . . . چه بجاى چو ، و اين مكرر است .